پرتگاه

پرتگاه

راننده ماشینی در دل شب راه خود رو گم کرد و بعد از مدتی ...

ادامه نوشته

دختر زیرک و پیرمرد طماع!

 

سالیان سال پیش در روستایی دوردست یک کشاورز فقیر با دخترش  زندگی میکرد . زیبایی و ذکاوت دختر آن چنان بود که از کودکی نام او بر سر زبان ها افتاده بود .

بهار آن سال باران بسیاری بارید به گونه ای که خسارت سنگینی به کشاورز وارد آمد ، آن سال کشاورز مجبور شد  پول زیادی را از کدخدای ده که پیرمردی طماع بود قرض بگیرد  اما کدخدا شرطی برای او گذاشته بود ؛ که پس از فصل برداشت ، هر زمان که اراده کند کشاورز باید تمام پول را بازگرداند.

موعد سر رسید  و ...

ادامه نوشته

جوک

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز براتون کلی جوک گذاشتم امیدوارم لذت ببرین☺☻☺

پس بدویین برین ادامه مطلب

ادامه نوشته

عشق من کجاست؟؟

خیلی وقت شده که ننوشتم امیدوارم بتونم یه متن خوب بنویسم که از خوندنش لذت ببرید.

ادامه نوشته