سلام
به همه ی دوستانی که این مدت باهام بودن
همونطور که میدونین من قراره برم سربازی و بعدش دیگه هیچی معلوم نیست
و از طرفی چون روم خیلی فشاره
میخوام از فضای مجازی فاصله بگیرم
تا شاید فشار روم کمتر بشه
دوستان لطفا منو حلال کنین
و از اینکه این مدت همراهم بودین ممنونم
دوست داشتم با حال خوب از وب میرفتم ولی قسمت نشد
گاهی واسه جبران یه سری چیزای کوچیک
باید از خیلی چیزا بگذری...
و گذشتن از خیلی چیزا سخته
معلوم نیست رفتنم تا کی طول بکشه
یه ماه دیگه
دو ماه دیگه
یا بعد از سربازی
یا تا اخر عمر
ولی فعلا
همین راه برام مونده...
ممنونم که این مدت هرچند کوتاه
کنارم بودین...
و تنهاییمو پر کردین
فکر کنم از زندگی خیلی دور شدم
از خودم
از آینده ام
شاید بهتر باشه که برم و با خودم خلوت کنم
شاید بهتر باشه که یه مدت دور باشم
از همه چیز و همه کس
برم یه گوشه دنج
کنار سماور بشینم و برای خودم چایی بریزم
جسم بی روحم رو دو دستی تقدیم پاییز کنم
تا منو با خودش ببره به اعماق پاییز
جایی که اونجا زمستونه
و شاید زیر یه عالمه برف دفنم کنه
تا بلکه بعد از زمستون و با شروع بهار
سر از خاک بردارم و به زندگی جدیدم سلام کنم
اونجا دیگه شاید تنها نباشم
و کالبدم توی خاک ریشه کرده باشه
شاید زمین با دستای گرمش منو احاطه کرده باشه
و خورشید هم به زندگیم نور امید بتابونه
خدا کنه که توی این راه و توی سرمای طاقت فرسای زمستون
جون ندم
چون نفسی برام نمونده و با بیرحمی برف
شاید همینم تموم بشه